امروز هم حالمان خوب است بسی...

امروز اومدم خونه یعنی از تهران برگشتم کرج..... تزریق بعدیم 23 دی ماه هست... امروزم حالم خوبه و اثری از تهوع و اینجور چیزام نیست خدارو شکر چون من از همون طفولیت از تهوع وحشت داشتم هنوزم دارم اصلا یه چی میگم یه چی میشنوین!! طوری که هر بار حالم بهم بخوره گریه میکنم و از بچگی همین جوری موندم!!!

امروز همش لا لا بودم نمیدونم چرا؟؟ زبان الانم لا لا دارمااا اما اومدم ثبت احوالات کنم بعد برم لا لا... 

شیما جون . سوشی و صوفی عزیزم . هانیه دوست قدیمی من. مانیا و رویای خوبم و خاله جون و مادر جونم که  میدونم وبلاگم میخونید و همراهمین هیچ وقت یادم نمیره که تو این روزای سختم همراهم بودین و بهم روحیه دادین... مامان و بابای خوبم دوستان و خانواده عزیزم دوستون دارم یه دنیاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااابغلبغل


[ شنبه ۱۱ آذر ۱۳٩۱ ] [ ٤:٠٤ ‎ب.ظ ] [ ممول ]