من خوبم و خوبم و خوبم

بزنم به تخته حالم خوبه تا الان فقط دیشب حالم بد بود یکم یعنی حالت تهوع داشتم که زود برطرف شد لبخند 

داداش کوچیکه رفته یه 40-50 تا فیلم جدید واسم گرفته که سرگرم باشم دستش درد نکنه بغل فعلا هم میخوام Brave رو ببینم که یه انیمیشن بامزست... این فیلم رو مالزی بودم داشتم میرفتم ببینم اما به خاطر حماقتم نرفتم!!! 

داشتم با دختر خاله جونم یعنی جیرجیرک گرده قلمبه خودم می حرفیدم که خیلییی دوسش دارم و دلم واسش یه ذره شده بغل این دختر خاله من 7 سال ازم کوچیکتره اما اینقده بهم نزدیکیم از لحاظ روحی که این تفاوت سنی رو حس نمیکنیم.. یکی یدونست و خواهر کوچولوی دوست داشتنی منه قلب تو عروسی هم ساقدوشم بود همه کارم بود خلاصه... دیده بودین کسی با عروس و داماد تو ماشینشون بشینه کل مسیر آرایشگاه تا باغ و تالار و آتلیه؟؟؟  این جیران ما بس که عزیزه واسم با ما بود و کلی هم خوش گذشت بهمون اون روز... یادته جیران جونم؟؟؟ چقد خندیدیم از دستت چقد خوب بود که تو ماشین داشتی رقص چاقورو تمرین میکردی اونم نشسته!!! خنده عاشقتم جیرجیرکم و دلم واست یه ذرست و منتظرم ترمت تموم شه و بیای پیشم ماچ

 

دفتر تلفونمون مریده! دیگه کهنه شده بود منم به منظور پرت کردن حواس دارم شماره هارو انتقال میدم تو دفتر تلفن جدید! ناگفته نماند تو خونه ما هرکی بخواد یه چیزی رو تمیز و خوشگل بنویسه به بنده مراجعه میکنه چشمک میگن تو خوش حطی!! خوب هستم ولی نه اونقد که اینا میگن تو مدرسم همین بودااا البته..... حالا بماند که من تا اول یا دوم راهنمایی خطم خرچنگ قورغابه بود!! زبان بعد یهو متحول شدم تصمیم گرفتم تمرین خوش نویسی کنم... یه سر مشق هایی بود از خوش نویسی تو کتابامون...از همونا شروع کردم و خوش خط شدم اساسی.. یه موقع هایی هم خودم متعجب میمونم که چه جوری با اون سرمشق ها من این همه خوش خط شدم؟؟ متفکر

امروز ساعت 4 میرم کلاس یوگا...همینجاس تو شهرکمون برم ببینم بدردم میخوره یا نه؟ تا حالا یوگا نرفتم آخه...

[ یکشنبه ۱٢ آذر ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ ] [ ممول ]