یه روز خوب دیگه...

امروزم یه روز خوبه چون حالم خوبه...خدایا شکرت قلب البته دیشب حالم خوب نبود کلا درگیر بودم و خوابم نمیبرد اصلا کلافه بودم تنم درد میکرد سردم میشد.... به هر حال هر جوری بود گذشت و خوابم برد.... 

رفتم پیاده روی کردم و اومدم... هوا خوب بود منم زیادی پوشیده بودم خفه شدم! داشتم فک میکردم پاییز من رسیده مثل همین درختا که برگاشون میریزه منم یه خزون دارم و بهارم به زودی میرسه لبخند این درختا که نمیمیرن فقط یه پاییز کوتاه دارن و باز شکوفا میشن... به تجربیاتم اضافه میشه و به کمال میرسم قلب

الانم یه دنیا تجربه دارم یه دنیا .... یاد گرفتم دیگه غصه نخورم و به آدم های بی خرد این دنیا و یا سطحی نگر بها ندم... اگه کسی منو نمیفهمه دلیل نداره خودم بهش اثبات کنم و زجر بکشم و ذره ذره آب شم! به خودم گفتم غصه حرص و جوش گریه آه و افسوس ممنوع! از این به بعد فقط باید شادی باشه فقط گردش و تفریح فقط لذت بردن از زندگی.... دنیا رو یه بار به هممون دادن پس  قدرش بدونیم و نذاریم غم و غصه لحظه لحظمونو ازمون بگیره و یه روزی به خودمون بیایم که دیر شده باشه و دیگه افسوس خوردن هم بی فایده باشه!!! 

پ.ن : اگه تو این وبلاگ درد و دلی میکنم و چیزی میگم لطفا منو قضاوت نکنید اینجا صرفا دلنوشته های منه اول برای دل خودمه بعد برای اطلاع رسانی به عزیزانمه که به فکرمن... ممنونم ازتون پیشاپیش! لبخند

[ دوشنبه ۱۳ آذر ۱۳٩۱ ] [ ۱:٢۱ ‎ب.ظ ] [ ممول ]