بهترم

امروز در کل بهترم! مشکل دهنم کلا رفع شده ولی شکمم هنوز تیر میکشه گاها.... صبحم یه کوچولو حالم بهم خورد.... احساس خستگی میکنم گاه و بیگاه... اهان گلومم خوب اذیت نمیکنه خیلی.. در کل خدارو شکر قلب

یه حس نا آرومی دارم....  بی قرارم ... نمیتونم یه جا آروم بشینم همش مثل مرغ سر کندم هی فک میکنم باید برم الان یه کاری بکنم که آروم شم اما نمیشه...... اینارو مینویسم تا هم خودم یادم بمونه هم شما ...که وقتی حالمون خوبه قدرش رو بدونیم!! قدر اون ثبات و آرامش رو بدونیم....

راستی گفتم که رفتم کلاه گیس خریدم؟؟ هفته پیش خریدمش.. کوتاه! قد موهای خودم کوتاه کوتاه!! رنگشم رنگ موهای خودمه خرماییی اما خیلی دوسش ندارم. خریدم واسه روز مبادا و استفاده زیر شال... وگرنه اسکارف بستن برام راحت تره...

صورتم تکیده شده یکم... اشکال نداره چشمک اما یکی دو روزه تن و بدنم داره جوش میزنه!! ناراحتاز جوش زدن خوشم نمیاد اصلا زبان

دیروز تو تی وی یکیو دیدم که بیشتر به خوب شدنم امیدوار شدم.... مانیا اکبری کارگردانی که سرطان گرفته بوده و الان خوب شده.. یه فیلمم ساخته راجع به بیماریش و خودشم توش بازی کرده..همین دیدم خیلی با طراوته و خوشحال و خندونه خوشم اومد ازش. منم نا امید نیستم فقط گاهی این ناراحتی های جسمی خستم میکنه و نگران... همین. مامان هم خیییلیی خستست دایما از خیلی چیزا شکایت میکنه و خودش ناراحته خیلی که خوب دلیلش منم... ناراحت مامان میبینم بیشتر غصه میخورم و دلم براش میسوزه ناراحت اما دلمم میخواد که پیشم باشه.......

دیگه حوصله ندارم بنویسم باز میخوام پاشم برم.... اما کجا؟؟؟؟؟ لبخند

[ چهارشنبه ٢٩ آذر ۱۳٩۱ ] [ ٥:۳٠ ‎ب.ظ ] [ ممول ]