یلداا مبارک

یلداتون مبارک باشه ایشالله کنار عزیزاتون باشین و خوش و خرم قلب

هیچکی پیش ما نمیاد چون من نباید تو جمع باشم که مریض نشم.....

یاد یلدای چندین سااال پیش افتادم...تو خوابگاه بودم با بچه ها (اراک درس خوندم) بهترین یلداهای عمرم رو اونجا داشتم و خییلی هم خوش گذشت...قلب اون وقتا خییلی خوشحال بودم.....

حیف که عکساش رو ندارم ببینم آخه هاردم مالزی مونده..... وگرنه تجدید خاطره میکردم خیال باطل

رفتیم با مامان تو دهکده (شهرکمون) خرید و یه هوایی خوردم.. رفتیم سوپر مارکت بستنی خریدم واسه خودم که گاهی هوس میکنم بخورم نمیشه که همش آش و سوپ و فرنی و جوجه بخورم که چشمک همینجوری که بین قفسه های سوپر راه میرفتم و اجناسش بررسی میکردم رسیدم قسما دستمالا! دیدم چشمک یه دستمال کاغذی داره عییین وبلاگ منه!! یعنی عکسش دقیقا همونه ها! همچین ذوقیدم که وسط فروشگاه گفتم مااااماااان وبلاگم!! نیشخند خریدیمش چشمک

الان میخوام به اصرار مامان برم آرایشگاه شهرک ابروهای شبیههه پاچه مان را برداریم زبان مامان میگه قیافت مثل بچگی هات شده!!! خنده

یه سواال فنی داشتم! میتونم لاک بزنم؟؟؟ ناخونام نمیپوسن؟؟ یا مواد شیمیایی نمیرن تو تنم؟؟؟ میخوامم لاک بزنم دلم پوسید عادت به لاک زدن داشتم..تازه همه لاکام مالزین همه رنگی داشتم ناراحت

درد دلم خییلی بهتره...امروزم تهوع نداشتم! قلب من خووووبم قلب

جیران خاله افسانه جون سوشی جون صوفی جون رویا جون خاله جونی و مادرجون خاله فرشته جون دلم واستون یه ذرست کااااش پیشم بودین ناراحت همینطور دوستای خوبم و بعضی هایی که نمیتونم اسمشونو بگم.......

[ پنجشنبه ۳٠ آذر ۱۳٩۱ ] [ ۱:٥٦ ‎ب.ظ ] [ ممول ]