زندگی بدون درد!

چقدر خوبه وقتی درد ندارم قلب خدایاااااااااااااااااااا دوست دارم بغلبغل

چقدر خوبه وقتی آرومم........... میتونم بشینم یه گوشه و فکر کنم که چقدر زندگیمو دوست دارم....

چقدر دلم میخواد بمونم و بیشتر زندگی کنم و جدا نشم از کسایی که دوسشون دارمقلب


چقدر دلم میخواد همه اونایی که مثل من و با حتی بدتر از من دست و پنجه نرم میکنن با سرطان خوب شن و روزای پر از آرامش رو تجربه کنن......... پر از سلامتی و شادی....پر از امید به زندگی........

چقدر دلم میخواد دیگه نرم به اون اتاق لعنتی شیمی درمانی.........................

چقدر دلم میخواست اونی که دوسش داشتم همیشه درکم میکرد و شادترین و بهترین لحظه هارو واسم میساخت........ چقدر دلم میخواست یه زندگی آروم و قشنگ و معمولی اما پر از عشق داشتم کنارش......  زندگی که پر از درک باشه! پر از عشق ...... دلم میخواد یه دختر کوچولوی ناز داشته باشم تا به امید دیدن اون و بزرگ شدنش زندگی کنم از این به بعد.... دلم یه انگیزه قشنگ میخواد برای ادامه زندگیم.. اما نمیدونم میتونم داشته باشم این زندگیرو؟؟ ناراحت

چقدر دلم میخواد ادما قدر همو بدونن تا وقتی همدیگرو از دست دادن عذاب وجدان بدی کردن هاشون بهمدیگرو نکشن و تا عمر دارن تو حسرت از دست دادن هم نمونن.....

چقدر دلم میخواد حال خوب الانم رو با همه بیمارای خاص تقصیم کنم قلبناراحت

من دیگه از وقتی مریض شدم..تصمیم گرفتم ان شاالله بعد از بهبودی روز به روز زندگی کنم و فقط با شادی روزام رو بگذرونم..... حالا دیگه بدن من مستعد ابتلا به بیماری سخت دیگه ای هم هست و این واقعیت محضه! پس روش زندگیم کاملا عوض میشه و باید بشه! همیشه کمک میکنم به بیمارای سرطانی هر طور بتونم....... بغل

و حذف خواهم کرد هر کسی که منو آزار بده با رفتار و حرکاتش!!! هر کسی جز مادر و پدرم و بعضی افراد خانوادم......

من مونا دختری که حرفاش رو میریخت تو دلش و خییلی مراعات حال خییلی هارو میکرد نیستم دیگه!! (در مورد اونایی که خودشون میدونن) اما با باقی ادم های زندگیم مهربون خواهم موند مثل قبلا........

چه بخوام چه نخوام مسیر زندگیم عوض شد و نمیتونم این روزهای زندگیم رو به کل پاک کنم! باید باورش کنم...... سخته اما باور میکنم... تو خودم میشکنم.... اما باز بلند میشم..... باید بلند شم..... قسم به این اشکایی که بی اختیار جاری میشن............................... بلند میشم و دوباره شروع میکنم یه مسیر جدید رو تو زندگیم.... با کمک تو خدای مهربون و بزرگم بغل

 

تا امشب همینجا در ادامه مطلب.....



تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست


- باید از این روزام نهایت استفادرو بکنم..... 4-5 روز وقت دارم و آرومم......

- دارم آهنگ میگوشم.... همه رفتن چرت بعد از ظهر (15.10)

-خوشحالم.... گوشی که دوست داشتم داره میرسه..... یوهوووووووووووو هورا

-وبلاگ مانیا خانوم رو میخونیم چشمک

- امروز اومدم قاب عکس دیجیتالی بابا رو افتتاح کنم دیدم مموری نداره که ناراحت (همون که شما آوردین خاله جون)

- یه ماهی داریم تکه تو دنیا!! عکسش رو میذارم ... مثل آدما میخوابه!! هر شب کارش همینه ها... اولا فک میکردیم مرده خنده

- شدیدا هوس کردم باز عروس شم!!  خجالتاشتباه برداشت نکنید ها! داماااد لازم ندارم!! فقط خییییییییییییییییییییییییییلی لباس عروس دوس دارم.... برم طراح لباس عروس شم والا!!زبان عاشق لباس عروس خودمم هستم تازهزبان (یه هوس در این لحظه که حالمان خوش است) 15.30

- اشکای یخیمو پاااک کن................. (16.52)

- یک جز دیگه از قرآن رو میخونم (16.56)

- پاپ کورن خوردم چسبید (19.12)

- نت گردی کردم چندتا مدل خوب واسه نقاشی یافتم...

- دلم همچنان بافتنی میخواد.. کامواهای رنگی...... که باهاشون چیزای کوچولو و خوشگل خوشگل ببافم اما هنوز هیچکی واسم نخریدهناراحت

- دارم سریال میبینم (21.00)

-دیگه واسه امشب کافیه نمینویسم........ روز خوبی داشتم خدایا ممنوم قلب

[ دوشنبه ۱۸ دی ۱۳٩۱ ] [ ۱:۳۸ ‎ب.ظ ] [ ممول ]