پنجمی!

بیحالم...حسش نیست بنویسم! فقط همین قدر میگم که انگار بااد کرده تنم مخصوصا چشمام .... عضلات گلومم سفت شده و کف دستام میسوزه خلاصه بیحااالم خیلی!! بعدا میام تو همین پست بیشتر منویسم. 

 

سلامی دوباره

 این دفعه داروهای کره ای ژاپنی و مجارستانی زدم.... ببینیم این چه جوریاس... امروز بهترم جز اینکه تهوع دارم و مثل حامله ها بوهای مختلف حالم رو بهم میزنه.... بوی لیمو شیرین و پرتغال بوی غذاا... مزه انار و خلاصه همه چی! سرمم گاها میدرده...

موهام هنوز خوبن ولی میریزه دیگه مخصوصا تو حموم اما نه تیکه ای مثلا 30.40 دونه ای فعلا نمیدونم از این به بعد چه شکلی باشه?! به دکتر گفتم میریزه گفتش خوبه... جلسه شیش هم تموم شه بعدش ct دارم که معلوم شه درمان جواب داده یا نه??

امپولای زیر پوستیمم از این به بعد به جای دو تا باید سه تا بزنم ... همسرم هم با دکتر صحبت کرده گفته تا یک سال بعد درمان ممکنه عود کنه بیماری بدون دلیل و تا سال 5 احتمال خیلی کم و کمتر هست و بعد 5 سال دیگه به صفر میرسه احتمال عود.... اینو خودم میدونستم البته! 

تازگی دهنم خوش طعم نیست هی فکر میکنم مزه لبمو شیرین میده و گاهی همین حا لم رو بد میکنه . این دفعه یه پیرمرد 90 ساله بود تو اتاق شیمی.... بانمک! مردیم از خنده و لهجه ترکی داشت و خاطره تعریف میکرد پا به پامون میخندید و منو یاد پیرمرد تو فیلم های بولوتوثی دوشواااری انداخته بود و کلی شادمون کرد خدا حفظش کنه. 

[ پنجشنبه ٥ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ٧:٤۱ ‎ب.ظ ] [ ممول ]