میرم برای شیشمیش

امروز میرم تهران آزمایش میدم و فردام طرفای ظهر دیگه تزریق شیشمم شروع میشه.... دروغ چرا؟؟ دلم نمیخواد برم زیر اون سرمایی که حالم رو بد میکنن...ناراحت ولی خوب ظاهرا همینا خوبم میکنن!!! گرچه هنووز معتقدم من خوب بودم خوب خوب و خوشحااال!!! هیچ ردی یا اثری نبود از بیماری..........................................

این هفته و دقیقا از شنبه بود که گفتم حالم خوبه و دارم بهتر میشم... این بار نه لثه هام متورم شدن نه بی حال شدم تو این هفته.. احساس شادی و سلامتی میکردم و از این بابت خوشحال بودم اونقدی که باز پاشدم لاک زدم و آرایش کردم و موهامو سشوار کشیدم  یکمی و دیروزم رفتم تو دهکده با همسرم پیاده روی و عکس گرفتیم و خلاصه مثل قبلا به خودم رسیدم...

واسه همین حالا که دارم میرم تهران باز دلم گرفته!! بدم میاد از تهران یاد دکتر و جراحی و بیمارستان میفتم فقط! دیگه یاد تفریحاتم یا دورانی کخ تهران ساکن بودیم نمیوفتم!! وای که سلامتی چه نعمتی بود ناراحت

یه نگرانی دیگم  دارم! اونم راجع به رگ هامه... امیدوارم دووم بیارن تا پایان درمانم!

موهامم هم مییزن همچنان مثلا 100 تا در روز. ولی هنوز کچل نشدم زبان

-خوب مامان هم اومد رفته بود بیرون دنبال کاراش... منم آشپزی کردم و امروز زرشک پلو داریم همگیچشمک

- من دیگه نوشتنم نمیاد پس برم پی کارم فعلا تا بعدا......

آرزوی سلامتی دارم برای همه بیماران خاص......... آمین 

[ چهارشنبه ۱۸ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ ] [ ممول ]