نشد!

جلسه شیش انجام نشد!! wbc من 2 بود!!!!! با وجود زدن 3 تا از اون آمپولا! باید زیر پوستی بزنم دوباره امروز و فردا.... شنبه برم بیمارستان آزمایش cbc بدم بلکه اومده باشه بالا و شروع کنم شنبه شیشمیش رو.... ناراحتم... میام منویسم بعدا به زودی....

فعلا هم تهران هستم! خدافظ تا شب....

- برگشتم! رفتم یه سر با همسر تا خونه عمه و برگشتیم...... داشتم میگفتم که شیمی درمانی این دفعه من انجام نشد! حالا بدی این ماجرای پایین افتادن گلبول سفید اینه که نمیشه با خورد و خوراک بردش بالا اینجوری که من دستگیرم شده....! ناراحت چقد خوشحال بودم که این بار یهو حالم خوب شده فک میکردم ایندفعه wbc بالاتر رفته باشه نمیدونستم اینجوری میشه....

باید صبر کنم ببینم این آمپولای G-scf اثر بخش خواهد بود یا نه؟!؟! میدونم که عقب افتادن درمان خوب نیست اصلا... بد شانسی اینکه دکترم نیست منو سپرده بود به یه دکتر دیگه که اونم گفت انجام ندم! دکترم گویا فردا میاد....... یه حسی میگه بهم باید تا ته 12 جلسرو برم گویا نگران

کاش دکترم بیاد و با خودم حرف بزنه یکم نگرانی هام کم شه.... ناراحت

فردا شب مامان و بابا میان تهران پیش من و من میرم خونه عمم الان خونه مامان بابای همسر میباشم... یکم سردرد دارم الان... نمیدونم چرا؟!

راستی پرستار بخش عوض شده بود من با این جدیده تازه باید دوست بشم دوباره و بهش بگم با رگای من راه بیاد...... ای بابا! خیلی به خانوم رجبی عادت کرده بودما واسه چی فرستادنش یه بخش دیگه آخه؟!؟!؟

بی ربط نوشت : رفتم همین عصری نزدیک خونه عمه یه کالج چرمی خوشگل قرمز خریدم واسه کیف قرمز گوچی... از این بابت خوشحالم لا اقل!! به خودم دلداری دادم با خریدش!خنده ناراحت ناراحتم خوب... دروغ چرا؟!؟!؟!؟!؟!؟! تازه بگم که بافتنی نمیکنم حوصله ندارم این روزا................................................

 

ای سرطااااان دست بردار از سرم تااااا ابد!!!!!!! برو!!!!عصبانی

 

[ پنجشنبه ۱٩ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ٥:۳٥ ‎ب.ظ ] [ ممول ]