انجام شد!

با کلی تاخیر اومدم.... در حال حاضر که مینویسم حالم یکم ناخوشه... فعلا درگیر معدم هستم  که نمیتونه خوب غذا هارو تحمل کنه! حالت تهوع میگیرم چه با خوردن آب چه با خوردن دو پر میوه... اما کمپوت میورو میتونم بخورم به راحتی.... به هر حال باید قبول کنم که بعد درمان پرزای معدم از بین رفتنناراحت دهنم هم که بد مزس حسابی!!!!!

الان کرجم و دیروز اومدیم با همسر... بابا سرما خورده یکم و من باز تو اتاقم تا نگیرم... خالم و دختر خالم هم دارن از مشهد میان اینجا و فردا صبح میرسن. اگه به خاطر اونا نبود میرفتم تهران تا سرما نخورم یه وقتی......

جمعه شیمی درمانی شیشم هم انجام گرفت.... دکتر اومد و معاینم کرد و گفت خوبی! و شروع کردیم درمان رو... با یه دونه از اون آمپولای زیر پوستی wbc اومده بود بالا و از 2 به 9 ارتقا پیدا کرده بود! رگم هم خوب بود و هیچ مشکلی نبود!

دیگه شبشم که خونه رفتم یه لرز 2 ساعته کردم و خوب شدم. و با آب خوردن خوب حالم بهتر شد همون شب.... و البته مراقبت های همسرم قلب و مامانش

دکتر هنوزم در عجبه که من چرا مو دارم هنوز!! میگه تو یه ژن خاص داری که موهات نریخته و از نادر بیمارایی هستی که مو داری هنوز! من دندونامم همه سالمن... ولی نا گفته نماند که موهام میریزن مثلا روزی 100-150 تا! شاید بعدا یهو موهام همگی ریختن!

از هوا بگم که بهاری شده!! دیگه فک کنم باید الان عید بشه نه یک ماه و نیم دیگه!!! ولی تا دلتون بخواد هوای تهران آلودس!! آلوده!!! راستی امروز رفتیم تو دهکده قدم زنی منم شده بودم شنل قرمزی.... رژ قرمز و پالتو قرمز و کفشام قرمز و ساپورن و شال مشکی... راس میگن رنگای شاد روحیه آدم رو عوض میکنه چون منکه خودم از این رنگ لذت میبرم لبخند

- داره بازیم در زمینه تخته خوب میشه کم کم.. اولا همش میباختم ولی حالا 3 دست یا 4 دست بردم همسری رو چشمک 




 

 

[ یکشنبه ٢٢ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ۳:٤٦ ‎ب.ظ ] [ ممول ]