اگه نمینویسم....

اگه نمینویسم هر روز بخاطر حالمه... حالی که مودی شده و حس هیچیرو نداره حتی نوشتن!! فک نکنین خیلی سرم گرمه ها! نه!! من اینجام گوشه خونه و دایما کلافم و به خودم گیر میدم ...... اصلا گیج و گنگم یا حس میکنم رو هوام... اصلا نمیشه بگم چه جوری اما امیدوارم کسی این حال و هوارو پیدا نکنه! 

- دیشب خاله جون و جیران اومدن پیشمون و جیرانم تا جمعه هست و میره.... خوبه حال و احوال هممون عوض شده لبخند دلم براش تنگ شده بود کلی و تونستم اساسیییی فیچالش بدم و بچلونمش نیشخند

- غلط نکنم! این سری دکترم دوز داروهام رو بالا پایین کرده گفته ببینم مو های این دختره چقد دیگه میمونن رو سرش!؟! والله!! آخه موهام دارن طوری میریزن که ندیده بودم تو این مدت اینجوری بریزه...................... دیروز گریم گرفته بود دیگه... همینجوری نشسته بودم دست میکشیدم تو موهام و دسته دسته در میاوردم... خواستم از ته بزنم مامان اینا مخالفت کردن. ترسناکه.... ریختن مو تو این حجم ترسناکه....... ناراحتپوست سرم به شدت درد میکنه!! کف سرم هم داره نمایان میشه کم کم ناراحت

- دهنم بد مزست... گاها تهوع دارم... و بیشتر مواقع فک میکنم طعم داروها تو دهنمه.... سبز

- 28 همین ماه میرم ct و آزمایش خون............................... چی میشه؟؟ سوال

- جناب همسر رفتن تهران دیروز... آخر هفته میاد بازم که بریم با هم تهران واسه آزمایش....

سحر جونم ممنونم بابت کرمی که برام فرستادین و کامنت پر مهرتون قلب مرسی که به یادمین و به فکرمین..... دوستون دارمماچ 

 

 

 

[ سه‌شنبه ٢٤ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ۳:۳٥ ‎ب.ظ ] [ ممول ]