چه هوایی شده...سرررررررررررررررررررررررد

چند روزیه هوا حسابی گرفته و سرد و ابریه. بارونم میاد نم نم... آدم دلش میگیره..............................

پارسال این موقع ها مالزی بودم.. تازه اومده بودیم و من اونجارو دوست نداشتم و اتفاقا فصل بارندگی های شدیدشون بود. از اون هوا هایی که همیشه گرفته و ابریه و مثل دوش حموم هم بارون میاد! رعد و برقاشم که دیگه وای وای!! اون موقع ها هر وقت رعد و برق میزد من 6 کیلومتر میپریدم از جام تا کم کمک عادت کردم بهشون.... بعد همش میگفتم وااای اه این چه مملکتیه؟؟ همش باااارون همش دلگیییر همش همه جا سبزه همش یه نواخته...

بعد دلم میخواست دیپرتمون کنن برگردیم ایران دیگه مالزی نباشیم خنده تا اینکه اروم اروم عادت شد واسم اونجا موندن.

حالا اینجام همش ابریه اما سررررررد!!! حتما خدا بهم گفته بیا اینم ایران بمون اینجا چند وقتی تا حسابی سیر شی.. 

خوب دوس دارم اینجارو اما نه زیاد چون همسرم پیشم نیست و همش حواسم اونجاست پیش اون و پیش خونمون.

نه اینکه تازه ازدواج کردیم و سریعا بعد ازدواج رفتیم... تازه این آخریها داشت حساب و کتاب زندگیم میومد دستم و تازه داشتم ازش لذت میبردم قلب تازه جا افتاده بودم و تجربه کسب کرده بودم و زندگی رو طبق میلمون ساخته بودیم... 

دلم واسه خوندن وبلا گ مانیا (مالزی نشین) از اونجا تنگ شده چون تو همین دلتنگی های اونجا بود که وبلاگش پیدا کردم و شده بود دوست مجازیم.. حالا هم که دوست واقعیم قلب مانیا قول بده نری از مالزی تا من بیام و خوب شم بریم با هم این ور و اون ور مژه

حالام فک میکنم که با تموم شدن زمستون بیماری منم خوب میشه و منم دوباره حال و هوام بهاری میشه و برمیگردم خونم اونجایی که گوشه گوشش رو با یه دنیا عشق و علاقه با کمک همسری درست کردم قلب 

× جالبه ها ! هرکی میره از این خونه بیرون دست خالی نمیاد!! یه جا این دورو ورا آش رشته نذری میدن انگاری چشمک رو میز 4-5 تا ظرف آش رشتس آخه حداقل با هم هماهنگ کنید نذری تکراری نگیرید دیگه نیشخند

 

از همین تریبون اعلام میکنم که به جز مانیا 2 تا دوست دیگه هم بهم اضافه شده و از این بابتم خوشحالم...

رویا و شیمای عزیزم ممنونم ازتون که همراهمین و بهم دلگرمی میدین قلب

شب همگی خوش منکه رفتم لا لا چشمک

[ شنبه ٤ آذر ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ ] [ ممول ]