دختری با چشمانی خیس و امیدواررر به فرداهااا

دختری هستم با موهایی فرفری و کوتاه... موهایی که قبلا لخت وصاف بودن...

 

دختری هستم با چشمانی میشی.... چشمانی با یک دنیاا حرف...یه دنیااااا

 

دختری با لبخندی مبهم.... با چشمانی که ته تهش غمی هست

 

 

غمی که گاهی خودش هم نمیشناسه....

پشت این نگاه... پشت این چهره.... یه درده... یه رنج... یه یادگار تلخ....

 

دخترک گاهی دلش به وسعت یه دنیاااا میگیره...

دلش میخواد زمان برگرده به عقب.... اما نمیشه

دلش میخواد حافظش پاک شه......

اما نمیشه... باید یادش بمونه.. باید اون تلخی یادش بمونه... تا بتونه قدر زندگی رو بدونه...

 

واسه همین فقط دلتنگی میکنه برای اون دختر دیروز... همین وبس

ناشکر نیست.... میدونه خدایی هست که همیشه همراهشه....................

خدایی که آرومش میکنه.... خدایی که بهش فرصت زنده بودن و زندگی کردن رو داده.

/ 3 نظر / 9 بازدید
پرستو

سلام من پرستو هسنم من دقيقا مشابه بيمارى شما رو داشتم و الان يک ماه از راديوتراپى ودو ماه از شيمى درمانيم ميگذره دو روز ديگه چکاپ اولمه اين که يکى هست قبلا پاشو جايى گذاشته که من مى گذارم به من دلگرمى عجيبى ميده ازت ممنونم حدود يک ماه مطالبت رو مى خونم طى درمانم تصميم داشتم تجربياتم رو براى سايرين بگذارم چون خيلى کمک ميکنه مرسى که شما اينکارو کردين راستى موهاى من هنوزم از وسط سرم کم پشت و نرمه جاى نگرانى هست؟؟؟؟

هانیه

دختری که با صبر و قدرتش و ایمانش مریضیو شکست داد که شاید گفته بودن نمیشه ولی به همه ثابت کرد میشه و حالا هم داره با انرژی و امید به اینده زندگیشو میکنه ... فقط این دختر قوی فکرش گاهی میره جاهایی که عذابش داده، که خاطره بد و سخت براش شده ،که باعث شده تو اوج جوونی قدرتی بگیره که شاید خیلی از آدما هیچوقت نگیرن .... دختر خوشگل مهربون نذار یه تجربه تلخ و سخت روزهای خوب الانتو خدشه دار کنه که تو لایق شادی و سلامتی و بهترین زندگی هستی [بغل][ماچ]

هانیه

تو تمام دعاهای من دوست عزیز و مهربونم جا داره و مطمئنم که روز به روز موفق تر از قبل میشه [بغل][ماچ]