قهر

چه دختر بدیم نه؟؟؟ ننوشتم دو روزیه....!! از وقتی پرشین بلاگ پروند پستم رو منم باهاش قهر کردم ننوشتم!!!

حالم خوبه درد ندارم... جز تهوع گاه و بی گاه یا بی حالی.... یه حال عجیب که خوب اصلا ناراحت نیستم... از درد بهتره!!!!

خلاصه خبر خاصی نیست من تو خونم و مشغول بافتنی و از این جور کارا.... امروز فقط یه سر رفتم با مامان تا میوه فروشی... اونم نشستم تو ماشین مامان رو نظاره کردم بس که هوا سرررررررررررررررررررررررررررررررررررررده!!! 

امروزم همسر میاد اینجا پیش ما...با داروها..... تو راه دیگه.....

دعا کنین چیزی که دارم میبافم خوشگل شه و عکسش رو بذارم.

فعلا و همچنان در آرزوی بافتن گل هستم! گل درشت واسه روی تل کیف شااال....

راستی فک میکنم فرزانه جان پرسیده بودی مارک گوشیم رو.... samsung

و مامان از........ پرسیده بودین داروهام چین؟؟ ABVD  اگه سرچ کنید تو گوگل میتونید بخونید راجع بهش......

ممنونم از بودن هاتون مثل همیشه و ممنون از دعا هاتون.....بغل

خدایا خداوندااا.... مثل همیشه شفای همه بیماران خاص رو ازت میخوام قلب

/ 4 نظر / 9 بازدید
هانیه

ببین عزیزم روز به روز داری رو به بهبودی میری و این باعث خوشحالی همه ماست [ماچ] بافتنیتم کلی دوست داشتم [ماچ]

ارام(يه مامان از....)

سلام مرسى از جوابت[لبخند] خيلى خوبه كه بافتنى ميكنى خانم هنرمند[لبخند] عكس بافتنى هاتو ميذارى ما هم ببينىم؟[لبخند][گل]

قهر نکن بهت نمیاد اون وقت دلم تورو نمی خواد[چشمک][چشمک][چشمک]شوخی کردم عزیزم خداروشکر که حالت بهتره و درد نداری،ببین من همینجوری بافتنی میبافم زیاد بعضی وقتا دستام درد میگره حواست باشه که یکهو بهش گیر ندی که بددددد ادمو به خودش معتاد می کنه منتظر عکس های خوشگلت هستیم راستی خدارو شکر همسرت داره با داروها میاد چشمت روشن دلت نورانی و پر از آرامش کنار همسرت خانومی

هانیه

الهی قربونت بشم منم کلی دلم پیشته، به خدا اگه بهم اجازه بدی با سرعت هرچه بیشتر میام پیشت عزیز دلم [بغل][ماچ]