بعد از سه هفته

برگشتم تا بگم مرسی از بودن هاتون و مرسی از پیگیری هاتون قلب

برگشتم تا بگم بخاطر موضوعی که من رو نگران کرده بود نمیتونستم تمرکز کنم و بنویسم ولی امروز اومدم تا بگم خدای مهربون بازم یکبار دیگه من رو مورد لطفش قرار داده و امروز من رو آروم کرده... دلم رو شاد کرده... و اون موضوع حل شده :)

اومدم تا بگم شاید بخاطر دعاهای خیر شماست که من باز هم مینویسم... ازتون ممنونم قلب

 

از خدای مهربونم ممنونم که با منه...... که حرفمو شنیده...از خدا میخوام به حرف دل همه بنده هاش گوش بده و بشنوه... و مشکلات و ناراحتی های همرو تو یک لحظه ازشون بگیره

امیدواارم لباتون خندون و دلاتون شاد باشه همیشه... به هرچی میخواین برسین و براتون خیر باشه اون رسیدنه :)

* هنوز یادمه قولی که داده بودم رو... دلخوشی های کوچیک و بزرگ من... میام و مینویسم بزودی زود چشمک

** تو این روزای قشنگ یادمون باشه دعا کنیم برای همه گرفتارا... همه مریضا..همه نیازمندان... خدایا همراهمون باش و مارو یک لحظه به حال خودمون رها نکن که ما همیشه محتاج تو هستیم :) 

/ 7 نظر / 25 بازدید
مریم

سلاااااام عزیزم. خدا رو شکر،خیلی واست خوشحالم[قلب]

دختر بهاری

[قلب]

امین

پروردگار بسیار مهربان ما همیشه به فکر ماست."وقتی کسی مطمئن است کس دیگری در فکر اوست دیگر چه جای ناراحتی و غصه است... ما که نمی دانیم فردا چه می شود پس هرچه فکر بکنیم همه اش وهم و خیال است و مزاحم ماست، اما او می داند فردا چه باید اتفاق بیفتد. هیچ نباید فکر و خیال کرد... ". (لبخند شادی) (گل)

ميترا

خيلى خوشحالم كه مشكل هر چى كه بوده حل شده هميشه سلامت باشى

هانیه

عزیــــــــــــــــــــــــــزم خیلی خوشحالم که باز شاد و با امید میبینمت [بغل][ماچ]

مهتاب

خوشحالم که با حال خوب باز اومدی [بغل]