فروشنده خاک بر سری!

بعد یه عمر گفتیم ماهی تازه بخریم! یعنی بریم از تو آکواریوم ماهی بخریم که زندس و همونجا برامون میگیرنش و میدن به ما... اول که کلی وایسادیم جلو آکواریومه ماهی هارو دیدیم بلکه فروشنده بیاد و بده به ما ماهیمونو بریم! نیومد آخر من رفتم یکی از مسیول های اونجارو صدا زدم و اونم یکی دیگرو صدا زد و اومد و بهمون ماهی داد. درش آورد همینجوری و انداخت تو کیسه درشم گره زد و گفت پاکشم نمیکنه... هیچی دیگه ماهی چندباری دم زد و خلاص!

اومدیم خونه گذاشتیمش رو کابینت تا خریدارو جا بجا کنم... اومدم ماهیرو برداشتم خوب فک میکردم مرده نگو زندس!! ماهیه با قدرت دم زد تو دستم منم ولش کردم تو هوا و جیغ کشون فرار کردم قایم شدم پشت همسری... اونم از صدای جیغ من بیشتر ترسید اونم یه دادی کشید ایم وسطا! گفت چته چیه؟؟ گفتم ماهیه زندس! گفت خوب باشه! چرا جیغ میزنی؟ الان سرشو میبرم درس میشه! ولی من سکته ناقصو زدماااا گریه  خلاصه نذاشتم گفتم صب کن بمیره... هی صبر کردیم نمرد که! یهو بعد 5 دقیقه دم میزد! طوری که از رو کابینت پرت میشد پایین!!! گذاشتیمش تو فریزر او تو هم هی دم میزد یخچالو میلرزوند یکم! خلاصه آخر همسر برداشتشو سرش کند راحت شد طفلی حیوون.. ولی من خیلی ترسو هستم جونور ببینم میترسم! مخصوصا مار و مارمولک.. و حتی ماهی زنده!!!!!!!! اینو امروز فهمیدم!! استرس

تقصیره اون فروشنده بود که اینجوری بهمون ماهی فروخت! باید میکشتش نه که اون مدلی بده به ما! گویا سیستم عصبیه ماهیه هنوز فعال بود!آخ

/ 4 نظر / 16 بازدید
عسل بانو

ووووویییییی خب ترسم داره . طفای چه جون سخت بوده ماهیه[نگران]

Sahar

Hala khoshmazeh bood? ;)

مهتاب

فکر کنم ماهی همینطوره! یه بار بابام رفته بود ماهیگیری یدونه ماهی گرفته بود چندساعت بیرون آب توی ظرف یخ مونده بود آورد خونه انداخت توی لگن آب که بشوره و پاکش کنه زنده شد شروع کرد به شنا کردن!!! همسری گرفتش برد توی حیاط سرش رو جدا کرد همونجا پاک کرد با بابا خوردنش! من و مامان و خواهرکوچیکه هم نگاه کردیم!!!![خوشمزه] ما هیچکدوم ماهی دوست نداریم

دیرامده

خوندن این پستت مثل دیدن این فیل ترسناک مثله کردنیا بود، با این تفوت که آخرش قهرمان فیلم از قاتلا جون سالم بدر نبرد