لازانیایه فروشی!

دیشب همسر طی یک حرکت انتحاری گفت بریم تسکو! که روغن زیتون بخریم گویا ارزون تر از جاهای دیگس..... خلاصه رفتیم و برگشتیم با دست پر! فقط روغن زیتون میخواستیما... دیروزم کلی خرید خونه کرده بودما.... باز اونجا چشم به جیزای دیگه افتاد و هی خرید کردیم... هوس لازانیا کردم یهو اونجا!! موادشو خریدیم و اومدیم.... امروز جاتون خالی یکم لازانیا پخیدم تو پلوپز خوب شد.. لازانیای مرغ و اسفناج.. دستور پختشم من دراوردی بود بدین شرح :

پیاز درشت و رنده شده 1 عدد

سیر رنده شده 4 عدد

یک کاسه متوسط قارچ خرد شده

اسفناج خرد شده یک کاسه متوسط

فیله مرغ خرد شده یک فنجان پر

ادویه : نمک فلفل سیاه و قرمز . آویشن زردچوبه زعفران به مقدار لازم

پنیر پیتزا به مقدار دلخواه و سس قرمز دو قاشق غذا خوری برای مواد لازانیا

 

حالا همه اون مواد بالارو بجز اسفناج با هم تفت میدیم تو روغن زیتون و بعدم یه استکان آب میریزیم روش تا بپزه و آبش کشیده بشه... همین! بعدم لازانیارو میپزیم و آبکش میکنیم و مواد رو لایه لایه میچینیم و روی هر لایه مقداری اسفناج میریزیم... و پنیر... و بعدم داخل فر! که من تو پلوپز گذاشتم عالی شد... جاتون خاالیزبان 

 

+ چند وقته رفتم تو فکر بیزنس راه انداختن! خنده زین روی رفتم یکی دو جا تو سایتای خارجی مغازه باز کردم.... نقاشی هامو میفروشم و تازگی هم دارم کارای هنری دستساز انجام میدم و اونارم میخوام بفروشم..فعلا که خبری نیست ولی این یه سرگرمیه واسه من .... شاید بعدا جدی شد... کی میدونه؟؟ 

 

_ رفتم دفتر مشق خریدم... دارم مشق مینویسم... گفته بودم هوس درس و مشق کردما... یه جزوه دارم مال دوره دکوراسیون داخلیمه... دو سال پیش مدرکشو گرفتم تهران.. جزوش داره پر پر میشه!! دارم پاکنویسش میکنم و مرورش میکنم... چشمک

+ یک ماه دیگه حدودا تست سوم منه.... باز دارم استرس میگیرم.... دقیقا روزای تولدم و اون حول و حوشه...نگرانمیدونم حس و حال تولد نمی مونه برام.... میدونم

_ موهام! موهای صاف من فر شده!! فرا!!! مثل میرزا کوچک خان شدم الان... کو تا اینا بلند شن و بریزن پایین نه اینکه برن رو هوا! کو؟؟

 

/ 6 نظر / 7 بازدید
هانیه

خدایی میدونستم هنرمندیـــــــــــــــــا ولی نه تا این حد [چشمک] عالین همشون عالی [بغل][ماچ][ماچ] مونا جونم نباید بزاری استرس جشن تولدیو که سال قبل ارزوی دیدنشو داشتی برات زهر بکنه بلکه باید شاد باشی که بازم سالم و شاد داری یه تولد دیگرو جشن میگیری و سالهای بعد هم به همین صورت خواهی گزروند عزیز دلم [بغل][ماچ]

مهتاب

هوس کردم! به به خانم هنرمند ! ادامه بده حتی اگه درآمد آنچنانی نداشته باشه سرگرمی خوبیه! ببین اینهمه تشویقت کردم به من تخفیف بده![نیشخند] نگران هیچی نباش عزیزم همه چیز بر وفق مراده هیچ مشکلی نیست استرس بیخودی نداشته باش موهاتم درست میشه بلند میشه لخت و صاف میشه میریزی دورت و واسه آقای همسر دلبری میکنی نگران نباش عزیزم

هاجر

سلام مونا جون خوشحالم که شادی و روحیه گرفتی وداری یه زندگی با دید بهتر نگاه میکنی من همونم که یه بار برات نظر گذاشته بودم که خواهرم سرطان سینه داره خوشبختانه روحیه اونم خیلی خوبه و پنجمین شیمی درمانیش رو دیروز انجام داده و ما هم از خوب بودن اون شادیم موهاش ریخته ولی با کله کچل خیلی خوشکلتر می شه ویهش می گیم لیلا کچل واون فقط میخنده پسر کوچیکم سولدوز امروز رفته آرایشگاه تا موهاشو مثل خاله اش کچل کنه ما باهم وبلاگتو همیشه می خونیم وقتی می بینه که خیلیا مثل شما دارن بهبود پیدا میکنن روحیه میگیره برات آرزوی بهترین زندگی رو دارم خدا کنه که تا اخر امسال خبرای خوش بهمو بدی مثلا بگی که دارم برای نی نی ام عروسک درست میکنم شب به خیر

هانیه

خوب همین که میبینی بازم سالم هستی و کنار شوهرت و خانوادت خودش یه دنیا می ارزه و امیدوار باش که سال دیگه بهتر از امسال خواهی بود عزیز دلم [بغل][ماچ]

رویا

چه کارای قشنگی .. خوشم اومد .به منم می فروشی؟[چشمک]

رویا

دلم روشنه .لدفا استرس نگیر [لبخند]