امروز هم حالمان خوب است بسی...

امروز اومدم خونه یعنی از تهران برگشتم کرج..... تزریق بعدیم 23 دی ماه هست... امروزم حالم خوبه و اثری از تهوع و اینجور چیزام نیست خدارو شکر چون من از همون طفولیت از تهوع وحشت داشتم هنوزم دارم اصلا یه چی میگم یه چی میشنوین!! طوری که هر بار حالم بهم بخوره گریه میکنم و از بچگی همین جوری موندم!!!

امروز همش لا لا بودم نمیدونم چرا؟؟ زبان الانم لا لا دارمااا اما اومدم ثبت احوالات کنم بعد برم لا لا... 

شیما جون . سوشی و صوفی عزیزم . هانیه دوست قدیمی من. مانیا و رویای خوبم و خاله جون و مادر جونم که  میدونم وبلاگم میخونید و همراهمین هیچ وقت یادم نمیره که تو این روزای سختم همراهم بودین و بهم روحیه دادین... مامان و بابای خوبم دوستان و خانواده عزیزم دوستون دارم یه دنیاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااابغلبغل


/ 7 نظر / 12 بازدید
shima

به به جوجوی خواب آلو[قلب] خدا رو شکر که حالت خوبه خواهری[ماچ] انشالله سالیان سال سایه پدر و مادر گلت بالای سرتون باشه و سالیان سال در کنار همسرت زندگی عاشقانه داشته باشی. ما هم همه هوار هوارتا دوست داریم[قلب] آی گفتی منم از عصر دارم از خواب میمیرم یعنی از ساعت خجالت میکشم والا میرفتم میخوابیدم.

مجی لیو

خداحفظت کنه و سایه این دوستان ونزدیکانت هیچ وقت از سرت نره مهمون ناخونده ام، به بلاگ که نه به این خانه امید زیبا! [لبخند]

سایه

سلام عزیزم. خوبی؟ من امروز باهات آشنا شدم. منم از تهوع بدم می یاد. ایشاالله که کاملا خوب شی و تهوع اذیتت هم نکنه.

رويا

شكرخدا كه خوبي ..لالا كه خيلي خوبه ..منم بدم نمياد بتونم خووووب بخوابم[چشمک] دوستت داريم..همه مون!

فرزانه

چقدر خوب که اجازه دادن همه بیان داخل باور کن هیچ چیز به خوبی دکتر وپرستار خوش اخلاق نیست ایشالله هیچ وقت حالت به هم نخوره بوس

هانیه

عزیزکم آرزوی همه ما خوب شدن و خندیدن اون صورت ماهته [ماچ]