مهمونداری تمام

خوب مهمونای ما هم به سلامتی رفتن و به مقصد رسیدن.. امیدوارم بهشون خوش گذشته باشه لبخند

از حال و احوالم بگم که خوبم خوب... و خدارو بارها شاکرم و شاکر....قلب این حال خوبو برای همه آرزو میکنم.

کمتر از یک ماه دیگه نه دو سه هفته دیگه وقت چکاپ بعدیمه.. یعنی آزمایش خون و پت اسکن!!!!!نگران خدایا به تو پناه میبرم

والدین همسر جان خیلی از خونمون خوششون اومده بود میگفتن حوشگل و ساده و با سلیقس.. از مالزی خوششون اومد و گفتن بازم میایم... هوا هم بارونی نبود ولی خنک بود حسابی و بیشتر خوششون اومد...خلاصه در کل راضی بودن و خوشجال... دیدنی های کوالالامپور و حومرو هم دیدیم با هم... خلاصه خدارو شکر عالی بود همه چیلبخند

+ به بابا میگم پاشین بیاین اینجا..اما بابا تنبلی میکنه...همت نمیکنه بشینه تو هواپیما 8 ساعت!! میگه خیلی سختمه... مامانم یکماه اون اولا اومد پیشمون و بخواد بازم میاد اما بابا رو باید هول داد تو هواپیما درم بست!! وگرنه نمیاد! والا!

_ سه روزی هست هوامون دودیه!! باز اندونزی خود سوزی کرده!!!

+ شدیدا و قویا هوا خنکه و این خیلی عجیبه!

_ برامون سیرابی پاک کرده آوردن مامان همسر... من باید بپزمش...منتظرم دوستامون بیان از ایران..همسایمونو میگم.. بپزم دور همی بخوریم که منم خیلی نخورم... چون چربه فوق العاده.. منم که عاشقشم!!

+موهام یه قدی بلند شده که با کش و پنس بسته میشههورا

_فردا پرزنتیشن همسریه باهاش میرم دانشگاه احتمالا باید برم لا لا الان.... ظرفارو هم نشستم وای وای

+ دو هفته هست نشستم سر جواهر سازیم.... کاش از فردا بشینم سرش دیگه...

 فعلا و موقتا بای تا برگردم همینجا... 

 

/ 4 نظر / 22 بازدید
مهتاب

خسته نباشی از مهمون داری شاد باشی و برقرار[گل]

[شوخی]

[گل] [گل] [گل] [گل] [گل] [گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل] [گل][گل] [گل] [گل] [گل]